أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
311
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) پيغمبر ما محمّد مصطفى ( ص ) ما را خبر داده كه ما را بر جملهء دينها و مذاهب ظفر خواهد بود و آوازهء امّت او به عالم خواهد رسيد . اگر چه عدد لشكر ما اندك است ، چارپاى و عدّت و آلت نداريم و ضعيف حال و اندك مال هستيم ؛ شنيده باشى كه در ولايت شام چه كرديم . از غارت و تاراج ولايت و شكستن لشكرها و كشتن مردمان و برده گرفتن زنان و فرزندان ايشان و شرح و تفصيل مصافهايى كه با ملك هرقل [ 123 الف ] داديم و دمار از ولايت و لشكر او برآورديم تا بدان غايت كه خايفا و خايبا از پيش ما بگريختند و پناه به قسطنطنيّه بردند و پادشاه ايشان عاقبت الامر از سبب حسرت كه گوشمال از ما خورده بود بمرد . يقين است كه تو جمله اين حقيقت شنودهاى ، و بدان محتاج نه كه ما على حده هر مصافى را بر تو شرح دهيم . چون هرقل بمرد پسر او قسطنطين به جاى او بنشست . هم شنيده باشى كه در دريا لشكر او شكستيم و مردان او را بر چه شكل در آب غرق كرديم . بعد از آنكه از ما زخمهاى گران يافت و از پيش شمشير ما بگريخت ، از لطايف تقدير الاهى باد سختى به كشتى او بازخورده او را به جزيره انداخت . ترسايان آن جزيره او را شوم دانستند و او را به دست خويش در گرمابه بكشتند . القصّه ، آنچه از اقبال دولت و رمزى از قوّت و شجاعت و شرحى از ظفر و نصرت كه خداى تعالى ما را عنايت فرموده ، به واسطهء قبول دعوت و بركات دين و امّت [ 60 ] آن رسول بر حقّ است و تو را بايد كه اين جمله را نيك بدانى ؛ زيرا كه از اين احوال چيزى بر تو پوشيده نيست و عجبتر آنكه مىدانى و خود را اعجمى مىسازى و كيفيّت حال از من مىپرسى . گويى كه ما را نشناخته و قدرت و استيلاى ما كه روشنتر از آفتاب است ندانستهاى . ملك سقليّه چون سخن او بشنيد پارهاى بخنديد و تبسّمى بكرد و با رسول بگفت : گذشتهها را بگذاريد و اكنون بگوييد كه به چه سبب بر اين جزيره آمدهايد و با چنين درياى بزرگ و خطرى چنين مهلك خويشتن را دچار گردانيدهايد ؟ رسول گفت : آمدهايم شما را به دين اسلام بخوانيم . اگر رشد خويش بخواهيد و اسلام قبول كنيد ، شما را در اين موضع كه مولد و منشاء شماست بگذاريم و به چيزى تعلّق نكنيم و تعرّض نرسانيم و يكى از مسلمانان كه در دين عالم و كامل باشد نزد شما بگذاريم تا شرايع اسلام بياموزد و نماز و روزه و حجّ و زكات بنمايد . اگر از دين اسلام احتراز نماييد و گزيت قبول كنيد كه هر سال مىرسانيد ، شما را امان دهيم و برقرار خود
--> [ ( 60 ) ] ل . چ : ملت .